قبل از اینکه بریم سراغ توضیح نیازهای هیجانی در طرحواره درمانی میخواهم در مورد مفروضههای طرحواره درمانی صحبت کنم یعنی در طرحواره درمانی چه اتفاقی رخ میدهد؟
یا هدف ما از طرحواره درمانی چیست؟
1. در وجود هر انسانی یک بخشی وجود دارد که طالب رشد پویایی و خلاقیت و شادکامی و امیدواری و چالش است.
2. این بخش به دلیل بدرفتاریها مثل: رها شدن، طرد شدن ، بدرفتاریهای فیزیکی و کلامی، تحقیر، نادیده گرفته شدن، بی توجهی، درک نشدن، احساس بیارزشی و… از تاب و توان افتاده است.
3. هدف درمان بازیابی، پرورش، راهاندازی و به حرکت واداشتن این بخش میباشد که فرد خودش بتواند این پویایی را پیدا کند.
4. این بخش به شرطی احیا میشود که نیازهای فرد در زندگی به قدر کافی برآورده بشود.
5. در وجود همه انسانها یک بخشی میباشد که چالش گریز و درد گریز هست ن چالش گریزی موانع درست میکند و جلوی رشد را میگیرد.
6. برای اینکه موانع رشد تعدیل بشوند باید از روشهای مختلفی استفاده شود به همین دلیل است که جفری یانگ ( بنیانگذار طرحواره درمانی) از چند تکنیک استفاده میکند.
7. هدف طرحواره درمانی صرفاً کاهش علائم و مهارت آموزی نیست بلکه هدف اصلی طرحواره درمانی دستیابی به فلسفه جدید از زندگی میباشد.
حالا که متوجه هدف اصلی طرحواره درمانی شدهاید به سراغ نیازهای هیجانی بنیادین میرویم.
نیازهای هیجانی بنیادین:
1. نیاز به دلبستگی ایمن:
یعنی شما به اندازه کافی حمایت، محبت، پذیرش، مراقبت، پیوند عاطفی، تعلق خاطر، ثبات، صداقت، دسترس پذیری و پاسخگویی را دریافت کنید اگر همه این موارد را داشته باشید به آن امنیت میگویند.
2.خودمختاری:
یکی از نظریه پردازها به اسم بالبی یگوید اگر افراد نیاز اول رو به اندازه کافی داشته باشند نیاز دوم را هم خواهند داشت نیاز دوم شامل کفایت، هویت، پیشرفت، دستاورد، مرزبندی عاطفی، جهت مندی زندگی یعنی زندگی شما جهتی داشته باشد تقلال خطرپذیری عاقلانه یعنی ریسکهای عاقلانهای در زندگی خود انجام دهید، هر کدام از این موارد اگر برطرف نشود منجر به شکلگیری تلههای زندگی یا طرحوارهها در ما میشود.