با چشم و ابرو اومدن انتظار داریم حرفمونو بفهمه

با چشم و ابرو اومدن انتظار داریم حرفمونو بفهمه
🚫خیلی ها هستن توی رابطه با ایما و اشاره کردن به طرف مقابلشون میخوان هزارتا چیزی که توی دلشونو فکرشون میگذره رو بهش بفهمونن اما خب متاسفانه هیچ وقت منظور شمارو متوجه نمیشه و حقم داره که متوجه نشه چون ما وقتی حرفیو به یکی میزنیم ممکنه با هزارتا تحریف و فیلتر ذهنی حرف تونو متوجه بشه و آنچه که خودش میخواد برداشت کنه چه برسه به اینکه بخوایید با چشم و ابرو اومدن بهش بفهمونید این کارو بکن یا این کارو نکن.
✅پس لطفا دوستانی که از ایما و اشاره و حرکات چشم و ابرو برای فهموندن حرفتون استفاده میکنید این کارو بذارید کنار بهترین کار اینه که به طرف مقابلتون با صحبت و مکالمه حرفتونو بفهمونید.

اغلب ما آدم ها با استفاده از چشم و ابروهای خود، اطلاعاتی را به دیگران منتقل می کنیم.

این نوع ارتباط غیرکلامی به عنوان بخشی از زبان بدن شناخته می شود و به طور طبیعی با حرف زدن همراه است. با این حال، برخی اوقات ممکن است که فرد مقابل نتواند به درستی پیام غیرکلامی شما را درک کند و در این صورت می توانید با استفاده از کلمات و جملات واضح تر توضیح دهید که دقیقاً چه می خواهید بگویید.

 

پس چطور می‌تونیم پیام‌های غیرکلامی را به درستی درک کنیم؟

 درک پیام‌های غیرکلامی می‌تواند یک چالش برای بسیاری از ما باشد. اما با توجه به تمرین و توجه به جزئیات، می‌توانید مهارت خود را در درک پیام‌های غیرکلامی بهبود بخشید. در زیر چند راهنمایی برای بهتر درک پیام‌های غیرکلامی آورده شده است:

1- توجه به تفاوت‌های بین شخصیت‌ها:

شخصیت هر فرد با شخصیت دیگری متفاوت است، بنابراین نوعی از ابرو، چشم، حالت صورت و… را ممکن است نشانه چیزی متفاوتی در شخصیت فرد دیگر باشد. این موضوع می‌تواند به شما کمک کند تا پیام‌های غیرکلامی را به درستی درک کنید.

2- توجه به هماهنگی پیام‌های غیرکلامی:

زبان بدن معمولاً با کلام هماهنگ است، بنابراین اگر پیام‌های غیرکلامی فرد با کلامش هماهنگ نباشد، احتمالاً معنای آن‌ها متفاوت است.

3- توجه به محل و شرایط:

محل و شرایطی که در آن پیام غیرکلامی ارسال می‌شود می‌تواند تأثیر زیادی در معنای آن داشته باشد. به عنوان مثال، یک اشاره به سمت بالا در یک محیط رسمی می‌تواند نشانه احترام باشد، اما در یک محیط غیررسمی ممکن است نشانه شوخی باشد.

4- تمرین و تمرکز:

با تمرین و تمرکز بیشتر در مورد پیام‌های غیرکلامی، می‌توانید مهارت خود را در درک آن‌ها بهبود بخشید. به عنوان مثال، با تمرین در درک ابروها و چشم‌ها می‌توانید به طور دقیق‌تر حالت‌های مختلف چهره را تشخیص دهید و معنای آن‌ها را درک کنید.

در نهایت، برای بهبود مهارت خود در درک پیام‌های غیرکلامی، می‌توانید از منابع آموزشی و کتاب‌های مربوط به زبان بدن استفاده کنید.

چند مثال از پیام‌های غیرکلامی در محیط‌های مختلف

در زیر چند مثال از پیام‌های غیرکلامی در محیط‌های مختلف آورده شده است:

1- مثال محیط رسمی:

در یک محیط رسمی، یک اشاره به سمت بالا به عنوان نشانه احترام به فرد مقابل در نظر گرفته می‌شود. همچنین، نگاه کردن به چشمان فرد مقابل نشانه این است که شما به او توجه می‌کنید و از حرف‌های او علاقه‌مندید.

2- مثال محیط غیررسمی:

در محیط غیررسمی، یک اشاره به سمت بالا ممکن است به عنوان نشانه شوخی در نظر گرفته شود. همچنین، یک نگاه بیش از حد به دیگران می‌تواند نشانه تمسخر باشد.

3- مثال محیط کسب و کار:

در محیط کسب و کار، یک لبخند صمیمانه نشانه این است که شما با فرد مقابل خوبی دارید و احتمالاً برای همکاری با او مایلید. به علاوه، نگاه کردن به چشمان فرد مقابل نشانه اطمینان از صحبت‌های شماست.

4- مثال محیط عاطفی:

در محیط عاطفی، یک اشاره به سمت پایین ممکن است نشانه ناراحتی باشد. همچنین، تکان دادن سر به سمت راست یا چپ ممکن است نشانه عدم توافق باشد.

5- مثال محیط ورزشی:

در محیط ورزشی، یک پایین انداختن سر ممکن است نشانه خستگی باشد. همچنین، یک لبخند پرشور نشانه این است که شما از موفقیت فرد مقابل خوشحالید.

به طور کلی، پیام‌های غیرکلامی می‌توانند در محیط‌های مختلف به صورت متفاوت تفسیر شوند، بنابراین باید به محیط و شرایط مربوطه توجه کرد و به دقت آن‌ها را بررسی کرد.

 

در زیر چند کتاب در مورد زبان بدن آورده شده است:

 

1- کتاب زبان بدن

  • نویسنده:

آلن پیز

  • مترجم:

سمیرا اباذری

  • انتشارات:

هورمزد

 

آلن پیز در کتاب زبان بدن ادعا نمی‌کند که با کمک راهکارهایی معجزه‌آمیز روابط ما را تغییر می‌دهد. بلکه تلاش می‌کند تا مخاطبان را با زبان بدن و تاثیراتی آشنا کند که هریک حالات و رفتارهای ما بر دیگران می‌گذارد. به این ترتیب ما می‌توانیم مسیر ارتباطاتمان با دیگران را بهبود ببخشیم. از سوی دیگر، بسیاری از حرکات و حالاتی که ناخواسته و یا از روی عادت انجام می‌دهیم، ممکن است در روابط حرفه‌ای، کاری، دوستانه، عاطفی و حتی خانوادگی ما تاثیرات منفی بگذارد. به کمک این کتاب می‌توانیم از رفتارهای خود آگاه شویم و به سوی اصلاح و بهبود رفتاری، قدم برداریم.

کتاب زبان بدن قرار است به ما کمک کند تا با انواع و اقسام نشانه‌های رفتاری آشنا شویم. نویسنده این ادعا را ندارد که با خواندن این کتاب و به کار بستن راهکارهای معجزه‌آسا می‌توانیم تمام روابط و ارتباطاتمان را با دیگران متحول کنیم. بلکه این کتاب مخاطبانش را از ارتباطاتش با دیگران آگاه می‌کند و به آن‌ها کمک می‌کند تا با استفاده از زبان بدن، ارتباطات خود را پیشرفت دهند. آگاهی از زبان بدن به ما کمک می‌کند تا بتوانیم این نشانه‌ها را در افراد دیگر نیز بشناسیم و تفسیری از رفتارهای آن‌ها داشته باشیم.

بخشی از کتاب زبان بدن نوشته آلن پیز

بیشتر حرکات اولیه‌ی ارتباط در سراسر جهان یکسان هستند. مردم وقتی خوشحالند، لبخند می‌زنند؛ وقتی ناراحت یا خشمگین هستند، سگرمه‌هایشان در هم می‌رود یا ترشرو می‌شوند. خم کردن سر تقریبا در همه جای دنیا نشانه‌ی «بله» یا تصدیق است و از آنجا که این حرکت را ناشنوایان و نابینایان نیز انجام می‌دهند، به نظر می‌آید که احتمالا حرکتی مادرزادی باشد.

تکان دادن پهلو به پهلوی سر نشان‌دهنده‌ی «نه» یا نفی است که این هم عمومیت دارد و ممکن است حرکتی باشد که در دوره‌ی نوزادی آموخته شده باشد. وقتی نوزادی به قدر کافی شیر خورده باشد، سرش را پهلو به پهلو می‌چرخاند تا از شیرخوردن امتناع کند و همچنین، زمانی که خردسالی به قدر کافی غذا خورده باشد، همین عمل را انجام می‌دهد تا از تلاش والدین برای خوراندن غذای بیشتر به او جلوگیری کند و بدین‌ترتیب، خیلی زود می‌آموزد حرکت تکان دادن سر را برای نشان دادن مخالفت یا نظر منفی به کار ببرد.

ریشه‌ی تکاملی برخی حرکات را می‌توان در گذشته‌ی حیوانی نخستینمان دنبال کرد. نمایان کردن دندان‌ها برگرفته از رفتار هجومی اس و با وجودی که با دندان‌ها دست به حمله نخواهد زد، هنوز هم بشر امروزی در قالب نیشخند و سایر حرکات خشمانه‌ی این‌چنینی آن را به کار می‌برد. ریشه‌ی لبخند زدن حرکتی تهدیدی بود، اما، امروزه با حرکات غیرتهدیدآمیز توام می‌شود تا نشان‌دهنده‌ی خوشایش باشد.

بالا انداختن شانه نیز نمونه‌ی خوبی از حرکتی عمومی است که به کار بردن آن نشان می‌دهد فرد نمی‌داند یا متوجه نمی‌شود شخص مقابل راجع به چه موضوعی حرف می‌زند. بالا انداختن شانه‌ها حرکتی چندگانه است که سه بخش اصلی دارد: ۱. کف دست‌های نمایان شده، ۲. شانه‌های قوزکرده و ۳. ابروهای بالا رفته.

درست همانطور که زبان کلامی از فرهنگی تا فرهنگ دیگر متفاوت است، زبان غیرکلامی نیز ممکن است متفاوت باشد؛ درحالی که شاید حرکتی در فرهنگی خاص رایج باشد و تعبیر روشنی برای خود داشته باشد، در فرهنگ دیگر بی‌معنا است یا حتی می‌تواند معنای کاملا متضادی دارد. برای مثال، معانی و تعابیر فرهنگی سه حرکت متداول دست را در نظر بگیرید، حرکت حلقه، شصت رو به بالا و علامت v.

 

2- کتاب زبان بدن

  • نویسنده:

جو ناوارو

  • مترجم:

امیر انصاری

  • انتشارات:

انتشارات آموخته

ناوارو این کتاب را بهترین پیشنهاد برای همهٔ افراد با هر شغل و مقامی می‌داند. اگر به دنبال شغل جدیدی هستید و باید در مصاحبه‌های استخدامی شرکت کنید، اگر در ارتباط با زیردستانتان به مشکل برخورده‌اید، اگر به دنبال روابط عاشقانه و ازدواج هستید یا در برقراری ارتباط با فرزند نوجوانتان مشکل دارید، این کتابی است که به کارتان می‌آید.

بخشی از کتاب زبان بدن نوشته جو ناوارو

«هرگاه دربارهٔ “زبان بدن” تدریس می‌کنم، این سؤال همواره از من پرسیده می‌شود: “جو، در وهلهٔ اول چه چیزی باعث شد به مطالعهٔ رفتار غیرکلامی علاقه‌مند شوی؟” این‌طور نبوده است که برای این کار برنامه‌ریزی کرده باشم، نتیجهٔ شیفتگی دیرپای من در قبال این موضوع هم نبوده بلکه خیلی واقع‌بینانه‌تر از این حرف‌ها بوده است. این علاقه از دل ضرورت متولد شد، نیاز به انطباق موفق با روش کاملاً جدید زندگی. زمانی که هشت ساله بودم، به‌عنوان یک تبعیدی از کوبا به آمریکا آمدم. تنها چند ماه پس از عملیات خلیج خوک‌ها بود که کشور را ترک کردیم و صادقانه بگویم، فکر می‌کردیم فقط مدت کوتاهی را به‌عنوان پناهنده اینجا می‌مانیم.

من که در اوایل نمی‌توانستم انگلیسی صحبت کنم، همان کاری را کردم که هزاران مهاجر دیگری که به این کشور می‌آمدند کرده بودند. فوراً یاد گرفتم که خودم را در مدرسه با همکلاسی‌های جدیدم وفق بدهم، باید از زبان “دیگری” که دور و برم تکلم می‌شد، یعنی زبان رفتار غیرکلامی، آگاه می‌شدم و به آن حساس می‌بودم. متوجه شدم که این زبانی است که می‌توانم فوراً ترجمه و درکش کنم. در ذهن کم‌سن‌وسالم، بدن انسان را نوعی بیلبورد می‌دیدم که آنچه را که در فکر فرد بود، از طریق ژست‌ها، حالت‌های صورت، و حرکات فیزیکی که برایم قابل‌خواندن بود، منتقل (تبلیغ) می‌کرد. بدیهی است که به مرور زمان، انگلیسی را یاد گرفتم و حتی کم‌کم تسلطم را به زبان اسپانیایی از دست دادم، اما زبان غیرکلامی را هرگز فراموش نکردم. در سنین پایین، کشف کردم که همیشه می‌توانم به ارتباطات غیرکلامی تکیه کنم.

یاد گرفتم که زبان بدن را برای رمزگشایی آنچه که همکلاسی‌ها و معلمانم در تلاش بودند به من بفهمانند و احساس‌شان دربارهٔ من استفاده کنم. یکی از اولین چیزهایی که متوجه شدم این بود که دانش‌آموزان و معلمانی که واقعاً مرا دوست داشتند، زمانی که اولین بار مرا می‌دیدند که وارد کلاس می‌شوم، ابروهایشان را (به حالت قوسی شکل) بالا می‌اندازند. از سوی دیگر، کسانی که خیلی از من خوششان نمی‌آمد، زمانی که مرا می‌دیدند، کمی اخم به چهره می‌انداختند و این رفتاری است که وقتی شاهدش باشی، دیگر هرگز فراموشش نمی‌کنی. این اطلاعات غیرکلامی را همانند هر مهاجر دیگری، فوراً برای ارزیابی دیگران و ایجاد روابط دوستی، برقراری ارتباط علی‌رغم وجود مانع زبانی آشکار، اجتناب از دشمنان و پرورش روابط سالم به کار گرفتم. سال‌ها بعد، همین رفتارهای غیرکلامی چشمی را به کار گرفتم تا در مقام مأمور ادارهٔ تحقیقات فدرال، گره پرونده‌های جنایی را باز کنم.

من، بر پایهٔ پیشینه، تحصیلات و آموزش‌هایم، می‌خواهم یادتان بدهم که جهان را از نگاه کارشناس ارتباطات غیرکلامی FBI ببینید: محیطی سرزنده و پویا که در آن همهٔ تعاملات انسانی با اطلاعات طنین‌انداز می‌شود و فرصتی برای استفادهٔ زبان خاموش بدن برای افزودن بر غنای دانش‌تان از آنچه که در فکر مردم می‌گذرد، احساس‌شان و کارهایی که قصد انجامشان را دارند. استفاده از این دانش کمک خواهد کرد که خود را از دیگران متمایز کنید. همچنین، شما را حفاظت خواهد کرد و بینش‌هایی را از رفتار انسان در اختیارتان می‌گذارد که پیشتر از نگاه‌تان پنهان مانده بود.»

 

3- کتاب زبان بدن

  • نویسنده:

علی‌اصغر نجفی

  • انتشارات:

انتشارات آفتاب گیتی

 

وقتی شما اصول و معناهای زبان بدن را یاد بگیرید می‌توانید به بهترین حالت، رفتارهای خود را مدیریت کنید تا رفتارهایتان فراتر از گفتارتان منظور شما را نشان دهد. بر اساس یافته‌های دانشمندان علوم رفتاری تنها حدود ۳۱ تا ۴۱ درصد از ارتباطات ما به صورت کلامی‌ و حدود ۵۱ تا ۷۱ درصد آن به صورت غیر کلامی‌ یعنی با استفاده از حالت‌های سر و دست و چشم و پا و ابرو و غیره صورت می‌‌گیرد. از آنجایی که زبان کلامی‌ تحت کنترل بخش هوشیار مغز انسان قرار دارد ما می‌توانیم آگاهانه کلماتی را بر زبان جاری کنیم که با احساسات و نیات واقعی ما هم‌خوانی نداشته باشند و در نتیجه نیت واقعی خود را پنهان و آن را به گونه ای دیگر جلوه دهیم.

اما زبان بدن توسط بخش ناهوشیار مغز کنترل می‌‌شود و ما کنترل چندانی بر آن نداریم و از این رو باز تاب دهنده احساسات واقعی و درونی ما است. این کتاب به بررسی چگونگی کاربرد زبان بدن و تفسیر آن می‌پردازد.

خواندن این کتاب برای همه به ویژه دانشجویان رشته‌های روان‌شناسی، جامعه شناسی، علوم ارتباطات، مدیران، معلمان، فروشندگان، بازاریابان و هر کسی که با دیگران در ارتباط است وبه درک رفتارهای دیگران نیاز دارد توصیه می‌شود.

بخشی از کتاب زبان بدن نوشته علی‌اصغر نجفی

بیش از ۹۰ درصد آنچه شما به طرف مقابلتان انتقال می‌دهید از طریق حرکات غیر کلامی‌ و به عبارتی زبان بدنی شماست و تنها حدود ۱۰ درصد منظور شما از طریق گفتار و کلامتان منتقل می‌شود. زبان بدن می‌تواند گویای وضعیت درونی فرد باشد. این زبان از همه‌ی زبان‌ها مهم‌تر است. زبان بدن می‌تواند به خوبی زبانی را انتقال داده و یا معنی کلامی‌ را تغییر دهد. هرگز اظهار دوستی و علاقه فردی در حالی که اخم کرده و ترشرویی نشان می‌دهد، قابل قبول نیست، پس باید یاد گرفت چگونه زبان بدن را در زندگی روزمره وارد کرد. از نظر فنی هنگامی‌ که ما شخصی را ادراک‌گر یا دارای بصیرت می‌ نامیم که توانایی او را در خواندن و تشخیص نشانه‌های غیر کلامی‌ و مقایسه آنها با نشانه‌های کلامی ‌باور داریم. به عبارت دیگر هنگامی‌ که می‌ گوییم من حدس می‌‌زنم یا احساس می‌‌کنم که فلان شخص دروغ می‌‌گوید، در واقع منظورمان این است که زبان گفتاری او با زبان بدن همخوانی ندارد. این همان چیزی است که گویندگان از آن به عنوان آگاهی شنونده یاد می‌کنند. به عنوان مثال اگر شنوندگان در حالی بر روی صندلی‌های خود نشسته باشند که چانه‌هایشان پایین و دستهایشان بر روی سینه‌هایشان باشد یک گوینده باهوش باید احساس کند که سخنان او مورد استقبال مخاطبانش نبوده است. او باید بداند که باید از روش دیگری برای جلب توجه مخاطبان استفاده کند. در حالی که یک سخنران نه چندان هوشمند صرف نظر از واکنش مخاطبان به صحبت‌های خود ادامه می‌ دهد خانم‌ها معمولاً تیزبین تر از آقایان هستند و این حقیقت باعث شده است که زنان دارای قدرتی باشند که به آن شهود زنانگی می‌ گویند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *